حسن حسن زاده آملى

257

ده رساله فارسى (فارسى)

رجوع بفرمائيد . 4 - و آن‌كه گفته است : « كالشمس فى رابعة النهار » رابعة النهار همان وتد السماء است كه در مقابل وتد الارض است بدان بيان كه در درس بيست و سوم دروس هيئت و ديگر رشته‌هاى رياضى ، به تفصيل گفته آمد ، و لكن بدين‌نظر كه هرگاه برج را از غارب به توالى ، و يا از طالع به خلاف توالى شماره كنند اول برج چهارم رابعة النهار است و آن در منتصف نهار است كه زمان غايت ارتفاع شمس هر روز در آفاق استوائى و مائلى است ، چه اينكه محل تقاطع دائره نصف النهار با منطقة البروج است و منطقة البروج دائرهء شمسيه است . به كلمه 233 كتاب هزار و يك كلمه نگارنده رجوع شود . 5 - و آن‌كه گفته است : « و در نباتات مانند عشقه . . . » عشقه را به فارسى رائج روز « پيچك » گويند . اين حكم اختصاص به پيچك و ديگر رستنىها و كانيها ندارد ، بلكه ؛ سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ « 1 » . گياهى است كه هرگاه بوته‌اى از آن در گوشهء دشتى برويد ، بوته ديگر آن در گوشه ديگر - چنان‌كه قرص « آفتاب‌گردان » همواره به سوى آفتاب است - نگاه اين دو گياه نيز به روى يكديگر است ، و گل آن با گل اين مانند دو چشم باز و گشاده يكديگر را مىنگرند ، بدين‌روى آن را « گل عاشقان » گويند ، چنان‌كه شكل هندسى « بوسان » را ، بوسان . شيرين‌تر اينكه هرگاه ميان مرد و زنى دلتنگى پديد آيد ، دو گل از دو بوتهء گياه عاشقان را دم مىكنند و فنجانى را به مرد مىخورانند و فنجانى را به زن تا با هم

--> ( 1 ) . يس / 37 .